سديد الدين محمد عوفى
370
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
گفت : من « 1 » عفو « 2 » از خداى عزوجل « 3 » طمع دارم كه در حضرت او تقصير درگاه « 4 » بسيار كردهام « 5 » . گفت : او را « 6 » بكشيد « 7 » . چون فروغ شمشير سياف بديد بخنديد . حجاج گفت : چرا خنديدى ؟ چنين مىگويند كه سالهاست تا نخنديدهاى « 8 » . گفت عجبم « 9 » آيد از دليرى تو بر « 10 » خداى عزوجل . گفت « 11 » : بر آن نطعش بخوابانيد « 12 » . سعيد « 13 » روى سوى قبله كرد و گفت : إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ « 14 » . حجاج گفت رويش از قبله بگردانيد . سعيد گفت : وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ . گفت : در رويش « 16 » افكنيد « 17 » . گفت : مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى . پس آن ملعون « 18 » بفرمود تا كارد بر حلق سعيد « 19 » براندند « 20 » ، همين كه اثر كارد به حلق مبارك او رسيد گفت : خدايا بعد از اين حجاج را بر هيچكس « 21 » مسلط مگردان . پس « 22 » چون خبر شهادت سعيد جبير « 23 » به حسن بصرى رسيد روى سوى آسمان « 24 » كرد و گفت :
--> ( 1 ) - مج - من ( 2 ) - مج + من ( 3 ) - بنياد : حق تعالى ( 4 ) - مپ 2 : و گناه ، بنياد : تقصير گناه ( 5 ) - مپ 2 و مج : كردم ( 6 ) - متن و مج و بنياد - او را ( 7 ) - مج : بكشيدش ، بنياد : بكشتند ، مج + خواجه ( 8 ) - متن و مپ 2 و بنياد - حجاج گفت . . . سالهاست تا نخنديدهاى ( 9 ) - مپ 2 و مج + مى ( 10 ) - مپ 2 : با ، بنياد ، مر نزد ( 11 ) - مج : پس ( 12 ) - مج : بخوابانيدند ( 13 ) - مج - سعيد ( 14 ) - مپ 2 - و ما انا من المشركين ( 16 ) - مج : در روش ( 17 ) - بنياد : دراندازيد ( 18 ) - مج - آن معلون ( 19 ) - مج - تا كارد بر حلق سعيد ( 20 ) - مج : برانيد ( 21 ) - مج : كسى ( 22 ) - مپ 2 - پس ( 23 ) - متن : خير ( 24 ) - مج : به